چرا چشم ها، آغوش ها، پارک ها، نیمکت ها، کافه ها، فنجان‌ها پر از خاطره اند ؟

زیرا ما موجوداتی هستیم که خود را هزار تکه کرده ایم،

هر تکه را جایی‌ گذاشته ایم و حالا سایه وار به دنبالِ خودمان

در چشمی، آغوشی ، نیمکتی، کافه ای، فنجانِ قهوه‌ای می‌‌گردیم.


حالا می فهمی دردِ گم شدن انقدر کشنده نیست که هراسِ پیدا نشدن