خواب


بیا قرار بگذاریم 

هر چند شنبه 

در حوالی خوابی 

خیالی 

جائی 

یک دل سیر هم را ببینیم ...



دستهایت



تو که دست هات طوفان را مهار میکند

چرا دلم بی قرار تر می شود هر دم؟



جای پای آبی


روزی که
عشق را
قسمت می کردند
پرواز را
به تو دادند
قفس را
به من

از پشت میله ها
آسمان پیدا نیست
تا جای پای آبی ات را
 تماشا کنم...!


کاش می شد دل دیوار پر از پنجره بود


کاش میفهمیدیم 

قدر این لحظه که در دوری هم می راندیم ...



خنده هایت ...


بیمار خنده های توام

بیشتر بخند ...



آرزو کن که رویا ببارد ...



آرزو کن که خدا بخندد 

به خاطر ما ...



...


در هر نگهت مستی صد جام شراب است ... 



امید_جان


یاد دلنشینت ای امید جان
هرکجا روم روانه با من است ...


بهشت


گاهی آدم دلش یک بهشت می خواهد!

گاهی آدم دلش بدجوری یک بهشت می خواهد...