mau024692dvokf10ujp.jpg

 

مرثیه ای به قافیه ی درد
 
متن زیر رو یکی از دوستان مدتی قبل برام ای میل کرده بود با این توضیح که : این متن رو همسرم به مناسبت سالگرد ازدواجمون از بین ای میلهایم پیدا کرد و تقدیمم کرد .
می دانم خواندنی خواهد بود برایت .
 
آقایان دلگیر نشوند ، منظور ازگذاشتن این پست اهانت به دوستان عزیز که همگی بسیار محترم میباشند نیست . وقتی خوندمش برام بسیار ملموس بود. گاهی با صحنه ها و حرفهائی در کوچه و خیابان و ... روبرو می شویم که دلم میخواست برای هر کدام تک تک پستی بذارم اما همین پست گویای خیلی از نگفته هاست .
یکی دو بندش رو خودم اضافه کردم اونائی که فکر کردم از قلم افتاده بودند . اینها هم دردهائی از جنس زنانه است و قابل تامل !
 
پیاده از کنارت گذشتم، گفتی : چند  خوشگله ؟
سواره از کنارت گذشتم ، گفتی : برو پشت ماشین لباسشوئی بشین
در صف نان ، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود
در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود
 زیر باران منتظر تاکسی بودم ، مرا هل دادی و خودت سوار شدی
در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی من
در اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنی
 در سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی : زهر مار
در خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت ، فحش خواهر و مادر بود
در پارک ، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنم
نتوانستم به استادیوم بیایم ، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادی
من باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنی
مرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی !
تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت است
من ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیده
عاشق که شدی مرا به زنجیر انحصار طلبی کشیدی
عاشق که شدم گفتی حس مالکیت چیز خوبی نیست
من باید لباسهایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوشتیپ
من باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتر
وقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن  ، گفتی بچه مال مادر است
وقتی خواستی طلاقم بدهی گفتی بچه مال پدر است
وقتی فرزندت نمرات عالی گرفت ، گفتی بچه ی من است
وقتی خطا کرد گفتی بچه ی تو است
وقتی پس انداز کردم ، گفتی به من خیانت مالی می کنی
وقتی خرج کردم گفتی هر چه ندارم از توست !