مرثیه ای به قافیه ی درد
مرثیه ای به قافیه ی دردمتن زیر رو یکی از دوستان مدتی قبل برام ای میل کرده بود با این توضیح که : این متن رو همسرم به مناسبت سالگرد ازدواجمون از بین ای میلهایم پیدا کرد و تقدیمم کرد .می دانم خواندنی خواهد بود برایت .آقایان دلگیر نشوند ، منظور ازگذاشتن این پست اهانت به دوستان عزیز که همگی بسیار محترم میباشند نیست . وقتی خوندمش برام بسیار ملموس بود. گاهی با صحنه ها و حرفهائی در کوچه و خیابان و ... روبرو می شویم که دلم میخواست برای هر کدام تک تک پستی بذارم اما همین پست گویای خیلی از نگفته هاست .یکی دو بندش رو خودم اضافه کردم اونائی که فکر کردم از قلم افتاده بودند . اینها هم دردهائی از جنس زنانه است و قابل تامل !پیاده از کنارت گذشتم، گفتی : چند خوشگله ؟سواره از کنارت گذشتم ، گفتی : برو پشت ماشین لباسشوئی بشیندر صف نان ، نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بوددر صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بودزیر باران منتظر تاکسی بودم ، مرا هل دادی و خودت سوار شدیدر تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پیچ وزنت را بیندازی روی مندر اتوبوس خودت را به خواب زدی تا مجبور نشوی جایت را به من تعارف کنیدر سینما نیکی کریمی موقع زایمان فریاد کشید و تو بلند گفتی : زهر ماردر خیابان دعوایت شد و تمام ناسزاهایت ، فحش خواهر و مادر بوددر پارک ، به خاطر بودن تو نتوانستم پاهایم را دراز کنمنتوانستم به استادیوم بیایم ، چون تو شعارهای آب نکشیده می دادیمن باید پوشیده باشم تا تو دینت را حفظ کنیمرا ارشاد می کنند تا تو ارشاد شوی !تو ازدواج نکردی و به من گفتی زن گرفتن حماقت استمن ازدواج نکردم و به من گفتی ترشیدهعاشق که شدی مرا به زنجیر انحصار طلبی کشیدیعاشق که شدم گفتی حس مالکیت چیز خوبی نیستمن باید لباسهایت را بشویم و اتو بزنم تا به تو بگویند خوشتیپمن باید غذا بپزم و به بچه ها برسم تا به تو بگویند آقای دکتروقتی گفتم پوشک بچه را عوض کن ، گفتی بچه مال مادر استوقتی خواستی طلاقم بدهی گفتی بچه مال پدر استوقتی فرزندت نمرات عالی گرفت ، گفتی بچه ی من استوقتی خطا کرد گفتی بچه ی تو استوقتی پس انداز کردم ، گفتی به من خیانت مالی می کنیوقتی خرج کردم گفتی هر چه ندارم از توست !
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 6:9 PM توسط اندوه رنگ
|

امروز