puneac7uilsyk6m4l5zl.jpg

 

دلم گرفته است

 

دلم گرفته است

 

به ایوان می روم و

 

انگشتانم را بر پوست کشیده ی شب می کشم

 

چراغهای رابطه تاریکند

 

چراغهای رابطه تاریکند

 

کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد

 

کسی مرا به مهمانی گنجشکها نخواهد برد

 

پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنیست

 


 

پی نوشت ۱ :  ... این نیز بگذرد .

 

 پی نوشت ۲ :  ...  چه وحشتناک است برزخ زنده گان .

 

پی نوشت ۳ : مدتیه مدام می رم  کفش می خرم مدلهای مختلف ... صندل رنگهای مختلف ...بوت پاشنه های مختلف ... کتانی ... برندهای مختلف ... و حالا دارم فکر می کنم که شاید ضمیر ناخوداگاهم داره بهم میگه باید راهت رو عوض کنی . باید بگردی و بهترین راه رو پیدا کنی . چی می خواد بمن بفهمونه این ضمیر ناخودآگاهم؟ چرا ناخودآگاه مدام می رم کفش می خرم؟ در کمدم رو که باز می کنم هر بار از طبقه ی بالای کمدم  یک لنگه کفش با پاشنه  پرت می شه پائین و"تق" می خورده توی مخم !

 

پی نوشت ۴ : شاید این دفعه یه پوتین سربازی آمریکائی خریدم !

 

بعد نوشت : ...  یه کم میخوام مثبت اندیش بشم .Yah یهو اومد این حس ... یهو .  ای کاش یه کم ماندگار باشه این حس من