آقای قشنگ !!!
اول نوشت : امروز کمی شیطان شده ام ! و کمی بدجنس
یک آقا که کمی قشنگ است
، نه اینکه قشنگ باشد ، قشنگ است !
علاقه ی زیادی به جدیدترین مدلهای لباس
و برنامه های آشپزی در کانالهای مختلف تلویزیون دارد و پی گیر در جدید ترین مدهای لباسهای عروس میباشد. همانطور که پشت میزش نشسته است ، قیافه اش مثل لوله های زیر دریائی میشود و صندلیش به طور ثابت اما سرش در مدار 360 درجه در چرخش است . زیرا که دلش می خواهد بداند که همکاران عزیزش خدای نکرده مشکلی در زندگی خصوصیشان نداشته باشند
. خوب آقای عزیز ... اوه ببخشید ! آقای قشنگ دلش شور می زند برای همکاران عزیزش به طور دائم ! خانم مهربان ما یک نی نی در راه دارد و آقای قشنگ چه توصیه های مهربانانه ای برای درمان ویارش دارد و اینکه اگر هلو بخورد نی نی اش عین هلو خوردنی میشود . اما باید دقت کند که حتما" صبح ناشتا میل نکند که خدای نکرده پوست صورتش کپکی ... ببخشید ! کک مکی نشود !
آقای قشنگ در امور آرایشگری زنانه بسیار متخصص است و اگر رنگ موی "شما" را ببیند به شما خواهد گفت که احتمالا" اکسیدان به مقدار مناسب استفاده نگردیده است
. همچنین بسیار روانشناس و مشاور خوبی در امور خانوادگی میباشد و اگر "شما" را ببیند کاملا" تشخیص می دهد که شب گذشته با همسرتان (یور وایف) درگیری کوچکی داشته اید و تا مکالمات تلفنی شما را در طی روز گوش نکند خیالش راحت نخواهد شد .
خوب نگرانتان است که مبادا درگیریتان شدید شود و او بی خبر بماند
. لطفا " در مورد آقای قشنگ فکر بد نکنید او خیلی همیشه نگران زندگی شماست . ... آقای قشنگ لوبیا پلوی خوشمزه ای بلد است بپزد که نگو و نپرس و احتمالا" شما انگشتانتان را همراه با لوبیا پلوی دستپخت ایشان خواهید خورد . آقای قشنگ بسیار قشنگ بلد است آدمها را با هم پیوند دهد . مثلا" خانم ساکت با آقای مهربان قرار است به زودی تشکیل خانواده بدهند
، از کجا اینقدر حس ششمش شیطان ... ببخشید حس ششمش قوی است ، من هنوز نفهمیده ام ! احتمالا" خدادادیست این استعداد با ارزش !
آهای ! فکر اشتباه نکنید هنوز حرفهایم تمام نشده است . آقای قشنگ سه پسر دارد به نامهای .... بگذریم نامهای آنها زیاد مهم نیست ... سه تا پسر بلند بالا دارد که بزرگترینشان در دانشگاه تحصیل می کند و کوچکترینشان یک فلفل نمکی به تمام معناست و من در یک مهمانی دیدم چگونه از دیوار صاف در یک چشم بر هم زدن با چه هنرمندی بالا می رفت
. خانم قشنگ آقای قشنگ هم ... خوب یک لیدی است بسیار هوشیار به مسائل اطراف خود !
این آقای قشنگ خیلی مهربان است و اگر من دو ساعت مرخصی بگیرم حتما" دلیلش را باید بفهمد و گرنه امشبش خوابش نخواهدبرد . خوب نگران من است این آقای قشنگ مهربان .
اما یک اتفاق بدی افتاده است
مدتی است قسمتی از سینه اش ... احتمالا" قفسه ی سینه اش ! درد می کند و به پزشک اداره مراجعه کرده است و پزشک دستور ماموگرافی !!! داده است . اوه مای گاد ! ![]()
بیائین کلا" فکر بد نکنیم .
من فقط به شدت نگرانم که اگر خدای نکرده ، خدای نکرده ، سرطان (...) ((شرمنده ، از بکار بردن کلمات غیر اخلاقی معذورم
)) را داشته باشد ، آخر پزشک جراح بخت برگشته چه چیزی را خواهد برداشت ؟؟ نکند قلب و ریه اشتباها" برداشته شود و یا ناچارا" از مغز نمونه برداری گردد . نه ! ![]()
این موضوع کاملا" جدی است ... من دعا می کنم که یک اشتباه در تشخیص پزشکی باشد . ![]()
من به شدت شرمنده ی آقای قشنگ هستم زیرا همیشه هر چه تلاش می کنم نمی توانم احساسات و افکار آقای قشنگ را درک کنم .
احتمالا" من خیلی دچار مشکل هستم .
![]()
![]()

امروز